أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
89
تجارب الأمم ( فارسى )
بيش از اين مىگفت ، كه بيست ميليون دينار يا بيشتر بود . نيز در اين سال حسين بن على علوى در طبرستان به پا خاسته پيروز شده « داعى » لقب گرفت . اخو صعلوك لشكرى به جنگ او فرستاد و شكست خورد و علوى [ 1 ] بدانجا بازگشت . سال سيصد و سوم آغاز گشت در اين سال گزارش آمد كه حسين بن حمدان [ 2 ] سركشى نموده و از پيروى سلطان رو گردانيده است . در اين هنگام مونس خادم نيز براى جنگ با علوى [ 3 ] فرمانرواى مغرب با چهل و چند هزار سرباز به مصر رفته بود ، از اين رو وزير على بن عيسى رائق بزرگ را نامزد اين كار كرده خلعت پوشانيد . به مونس نيز نامه نوشته دستور
--> [ = ] دينار نهاده بودند و در روزگار دستگيرى او دولت آنها را برد ، ولى دست ناخورده نگاه داشته بودند و چون آزاد شد آنها را خواست و پس گرفت و پولها را بيرون آورد . هر گاه او دلتنگ مىشد ، گوهرى كه پنجاه هزار دينار ارزش داشت بيرون آورده در يك سينى نهاده با آن بازى مىكرد . در آن ساعت كه دستگير شد و بر خانهء او دست نهادند آن گوهر در دامان او بود پس آن را به باغچه پرتاب كرد كه در ميان شاخهاى يك درخت ماند ، پس از آزاد شدن به جستجوى آن پرداخت و چون شاخها از برگ تهى شده بود بر جاى خود آن را يافت . [ - خ 5 : 53 ص 53 ] [ ( 1 - ) ] علوى مازندران همان اطروش است . « صله » عريب : 47 . / / M ابن اثير اين مرد را حسن بن على نامد ، نه « حسين » ، نيز مىگويد : مشكويه ، به غلط او را « داعى » دانسته است زيرا لقب داعى از آن على بن قاسم است كه ختن اين مرد بود . [ ( 2 - ) ] M : همان كودتاچى است كه به سود عبد الله معتز برخاست ( خ 5 : 61 ) و بخشوده شد ( خ 5 : 75 ) . براى كشاكش ميان حمدانيان سريانى عرب شده ، و ايرانيان در بغداد ن . ك : پانوشت خ 5 : 64 . ص 53 - 53 . [ ( 3 - ) ] علوى مغربى ، مهدى ابو القاسم عبيد الله است ، كه حباسة بن يوسف كتامى بربرى نيز با وى بود . ن . ك : كتاب « الولاة » ابو عمر كندى : 268 و « البيان المغرب » 1 : 172 / / M : در خ 5 : 99 ديديم كه مونس بجاى ابو العباس كودك مقتدر در اين جنگ شركت كرده است . سمعانى نسبت بدان را « حباسى » آورده است .